X
تبلیغات
رایتل

ترنم باران
بوی شعر... بوی نم خاک هوای تو... مستم کرده است. غزل های شعرم... تو را می سرایم... با ترنم بارانی تازه. 
قالب وبلاگ



  امروز که آسمان شهرمان ابری است
 
کاش یادمان نرود
 
خانه هایی را که سقفشان چکه می کند
 
لرزیدن تن کودکی را از سرما
 
و عرق شرم پدری را
 
از ناتوانی
 
خدایا بفرست آن عدالت نابت را تا بیشتر از پیش باورت کنیم
 
خدایا...


 مهدی معمار نژاد

................................


  امروز آسمان شهرمان ابریست
 
از شرم جور روزگار
  .
 
روز را به شب می رساند
 
تا پدر عاشقی که دستان روزگارش پینه زده است
 
را کودکش نبیند!
  
و هر دو در تاریکی شب بی امان
 
از سیلی های سرمای فراموشی همسایه
 
بلرزند
  .
 
خدایا کجایی ببینی
 
که چگون پدر لرزش دلش را
 
در پس لبخند های امید به فرزندانش می پوشاند؟


  خدایا کجایی ببینی
 
لرزش اندام کودکش را
 
از سرمای بی پناهی را؟

  خدایا کجایی که سقف های دلمان
 
از بی پناهی و تنهایی و دلتنگی روزگار
 
غم را چکه میکند!


  خدایا میدانم...

  میدانم که در این نزدیکی نگاهت به ماست


  اما دلمان را به نگاهت گرم کن
 
تا دلسردتر از این نشویم.


  دل نوشته ی باران

[ پنج‌شنبه 9 آذر 1391 ] [ 04:01 ب.ظ ] [ باران ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 29576